تبليغاتX
باران بهانه بود.... - جشن بوسه ها 2 (برای valentaine)
تاریکی را باید با خورشید شست !

 

 

همه چيز فرق مي کرد انگار حال و هوايي ديگر داشت تو کوچه و خيابان ها دختر پسر ها ديده مي شدند که يواشکي به هم هديه مي دادند.چقدر خوبه آدم ها به فکر هم ديگر باشند درسته ؟

 دقياقي به فکر فرو رفتم چرا فقط توي مناسبت هاي خاصي به هم هديه مي دهيم؟ چرا فقط براي ظواهر و ماديات زندگي ارزش قائل مي شويم ؟ چرا هديه مي دهيم در حالي که در قلب خود آن احساسي را که بايد داشته باشيم نداريم؟

انسانها بدون شک به طور مداوم با اطراف و اطرافيان خود در ارتباط هستند و يک نوع ورودي و خروجي هم در اين ارتباط دارند يعني چيزي مي گيرند و چيزي هم مي دهند.اگر ايده آل نگري نيست چقدر زيبا و قشنگ تر بود اگر  ورودي و خروجي هايمان را با انسان بودن ٬خوب بودن ٬عاشق بودن تنظيم مي کرديم اگر قدرداني هايمان٬ اگر هديه هايمان مناسبتي نبود و آن را کليشه ي زندگي خود مي کرديم درست است می شود valentaine را هر کس به زندگی ایش بسط دهد تا تمام لحظه هاسر شار از با هم بودن و عاشق ماندن و عشق ورزیدن باشد می شود با هم همیشه جشن بو سه ها را جشن گرفت.! 

نوشته شده توسط امید عبادی omid ebadi در ساعت  | لینک  |