تبليغاتX
باران بهانه بود....
تاریکی را باید با خورشید شست !









از آنجا که بهار و نوروز سالی فقط یک بار رخ می نمایند بی مناسیت نیست قبل هر چیز سال نو را تبریک گفته و آرزوی بهترین ها را داشته باشیم.بهار تنها برایم یادآور سالی نو یا زنده شدن طبیعت نیست و خودم نیز در بهار جان گرفتم.
بهاری که از من یک عاشق ساخت و هرساله من به یاد بهار و خویش شادی را برپا می دارم.امسال شادیهایم گسترده شده و مانند دیروزها خوشحالم نمی کنند هر چندبیشتر شده اند.امسال در مرحله ای جدید هم شادی نوروز را دیر احساس کردم و هم شادی تولدم اما تاخیر به معنی فراموشی نیست و من هم فراموش نکردم، هستم و می مانم و خواهم ماند تا نامت هست تا کمالت ، تا در آغوش بمانیم "عشق ،بودن و آزادی".تا کنون در این وبلاگ مطالبم بیشتر از اجتماعمان بود و مسائلی دردناک مانند اعتیاد و افسردگی و .... .که بر روی خودم نیز کمی تاثیر منفی گذاشت اما خوشحال و دلگرم به تاثیرش هستم و هر چند با تاخیر خواهم آمد آما این مسیر را کمی تغییر می دهم.
در پارتی بودنم امسال دوستان قدیمی را دیدم فهمیدم و که با هم بودن و یا حتی در کنار هم بودن بزرگترین هدیه ای است که برای هر عید و جشن و مناسبتی می توان هدیه داد.
و عزیزان با هم و در کنار هم باشیم و زمان را معیار سنجش احساس ها ندانیم اگر صدایی نیست احساس نمرده!!!
نوشته شده توسط امید عبادی omid ebadi در ساعت  | لینک  |